کارگردان: بهمن فرمان آرا
فیلمنامه: بهمن فرمان آرا
تهیه کننده: بهمن فرمان آرا
بازيگران: رضا کيانيان، بابک حميديان، بيتا فرهي، رويا نونهالي، مريم بوباني، نيکو خردمند، هدايت هاشمي، رعنا آزادي ور
مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری
تدوین: عباس گنجوی
طراح صحنه و لباس: فرهاد ویلکیجی
طراح چهره پردازی: مهرداد میرکیانی
طراح جلوه های ویژه: جواد شریفی راد
خلاصه داستان: نامدار (رضا كيانيان) نقاش و هنرمندي است كه در گريز از هياهوي مركز به روستايي در كردستان پناه برده و سالها است به خلق آثار خود مشغول است. ورود خواهرزاده جوان او به محيط روستا در كنار وقايعي كه در محيط روستا رخ ميدهد، باعث تغييري شگرف در زندگي نامدار ميشود و او را وا ميدارد كه در شيوه زندگي خود بازنگري كند.
يادداشت: "خاک آشنا" پس از "یک بوسه کوچولو" (1383) جدیدترین ساخته بهمن فرمان آرا به عنوان کارگردان است. فرمان آرا پیش از این و در سینمای پس از انقلاب فیلم های "بوی کافور عطر یاس" (1378)، "خانه ای روی آب" (1380) و "یک بوس کوچولو"(1385) را کارگردانی کرده بود.
اين متن بر اساس نسخهاي از فيلم خاك آشنا كه در سينماهاي كشور اكران شده نوشته شدهاست و ارزش ديگري ندارد.
*
آشفته تنها صفتي است كه ميتوان در توصيف خاك آشنا تازهترين ساخته بهمن فرمانآرا به كار برد.
نقاشي به نام «نامدار» با بازي رضا كيانيان سالهاست از روابط ناپاك شهري فرار كرده و به روستايي در كردستان پناه برده تا به گفته خود تخيلات خود را نقاشي كند. نيمهشبي خواهر نامدار با بازي بيتا فرهي به ديدن او ميآيد و خبر ميدهد كه قرار است به همراه همسر چهارمش براي زندگي به دبي برود و از برادرش تقاضا ميكند كه از پسرش بابك نگهداري كند و در ضمن خبر بازگشت عشق قديمي نامدار با بازي رويا نونهالي به ايران را به او ميدهد. فيلم در ادامه به رابطه دايي – خواهرزاده ميپردازد و بيشتر زمان فيلم به نصيحتهاي پدرانه نامدار به بابك اختصاص مييابد.
فيلم معجونياست از درد عشق قديمي نامدار، تلاش براي به دست آوردن يك عشق تازه از سوي بابك، كوبيدن روابط شهري و تمجيد از زندگي در روستا در حد چند جمله، مقداري هشدار در رابطه با قاچاق ميراث فرهنگي، چند نما از داخل غار و پيامهاي مبارزه با مواد مخدر و عدم معاشرت با رفقاي ناباب در حد سريالهاي سطحي تلويزيون. البته فيلم از نظر فني فيلم خوبياست و اين داستان، شخصيتپردزاي و شيوه روايت فيلم است كه احساس خوبي را به بيننده منتقل نميكند. نقاط مثبت اين فيلم را ميتوان عنوانبندي آغازين فيلم با طراحي گرافيست برجسته ساعد مشكي، موسيقي تاثيرگذار كارن همايونفر، تصاوير مثل هميشه زيباي محمود كلاري، بازي هنرپيشگان و ميزانسنهاي حساب شده فيلم دانست با اين حال فيلم سرشار است از لحظات و اتفاقاتي كه به سرانجام نميرسند. عاشق و معشوقي كه پس از سالها همديگر را ديدهاند، تنها به گفتن چند جمله و خواندن شعري كوتاه بسنده ميكنند. زني كه هرسال براي خريد نقاشيهاي نامدار ميآيد براي نقاشيها نديده چك ميكشد. خواهرزاده نامدار در يك نگاه شيفته دختري از اهالي ده ميشود كه نامزد پسرعمويش است و خود دختر هم راضي به ازدواج با پسرعمو است. با اين حال معلوم نيست چرا پسر هنوز بر ابراز علاقه به او اصرار دارد و چه ميشود كه دختر به او روي خوش نشان ميدهد.
بابك با بازي بابک حمیدیان خيلي زود نقش جواني شهري با انحرافات اخلاقي و فكري را واميگذارد و در مقابل گشت و گذاري چند دقيقهاي در روستا و نصيحتهاي دايي تبديل به فردي ميشود كه زندگي در روستا را به زندگي در شهر ترجيح ميدهد و در مقابل نامدار نيز پس از ماجراي دوستي كه در شبي طوفاني در خانه او را ميزند آتليهاش را از زير زمين خانهاش كه نمادي از نياز او به خلوت و دوري از انسانها براي انجام كارش است، به فضاي آزاد مقابل خانهاش منتقل ميكند. تمام اين تغيير رفتار شخصيتها در چند دقيقه روي ميدهد و باورش سخت است كه فردي كه سالهاست به يك شيوه زندگي كرده و شديدا از نحوه زندگياش دفاع ميكند، در عرض چند دقيقه و با چند اتفاق تمام راه و رسم قبلي زندگياش را انكار كند و راه و رسم ديگري را برگزيند.
هر بخش از فيلم به تنهايي جاي اين را دارد كه زير دست كارگردان توانايي چون فرمانآرا خود به يك فيلم بلند تاثيرگذار تبديل شود. دفاع از هويت ملي،دفاع از مبارزه با تاراج كنندگان گنجينههاي باستاني، انتقاد از روابط آلوده و سطحي جوامع شهري، نشان دادن انسانهاي اسير تكنولوژي، مبارزه با آلودهشدن جوانان به مواد مخدر، عشق، هنر، طبيعت و كردستان موضوعاتي است كه اين فيلم به آن پرداخته است اما تماما سطحي و با پرداختي نامناسب كه ميشد يك يا چند موضوع را از ميان اين موضوعات انتخاب كرد و به جاي اينكه به تمام اين موضوعات سرسري و با شتاب پرداخته شود به آن موضوعات خاص با دقت و تامل بيشتر و شخصيتپردازي بهتر پرداخت.
رضا حیدری